شعر را زندگی کن
خلوتی با اقبال لاهوری

بخش ۱۸ - خیز و به خاک تشنه‌ای بادهٔ زندگی فشان

زبور عجم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خیز و به خاک تشنه‌ای بادهٔ زندگی فشانآتش خود بلند کن آتش ما فرونشان
۲
میکدهٔ تهی سبو حلقهٔ خود فرامشانمدرسهٔ بلند بانگ بزم فسرده‌آتشان
۳
فکر گره گشا غلام دین به روایتی تمامزآن که درون سینه‌ها دل هدفی است بی‌نشان
۴
هر دو به منزلی روان هر دو امیر کاروانعقل به حیله می‌برد ، عشق برد کشان کشان
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth