خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۸۸ - عاشق آن نیست که لب گرم فغانی دارد
زبور عجم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشق آن نیست که لب گرم فغانی داردعاشق آنست که بر کف دو جهانی دارد
۲
عاشق آن است که تعمیر کند عالم خویشدر نسازد به جهانی که کرانی دارد
۳
دل بیدار ندادند به دانای فرنگاین قدر هست که چشم نگرانی دارد
۴
عشق ناپید و خرد می گزدش صورت مارگرچه در کاسهٔ زر لعل روانی دارد
صفحهٔ ۱ از ۲