خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۹۸ - نیابی در جهان یاری که داند دلنوازی را
زبور عجم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیابی در جهان یاری که داند دلنوازی رابخود گم شو نگه دار آبروی عشق بازی را
۲
من از کار آفرین داغم که با این ذوق پیدائیز ما پوشیده دارد شیوه های کار سازی را
۳
کسی این معنی نازک نداند جز ایاز اینجاکه مهر غزنوی افزون کند درد ایازی را
۴
من آن علم و فراست با پر کاهی نمیگیرمکه از تیغ و سپر بیگانه سازد مرد غازی را
صفحهٔ ۱ از ۲