خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۱۰۵ - بر دل بیتاب من ساقی می نابی زند
زبور عجم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر دل بیتاب من ساقی می نابی زندکیمیا ساز است و اکسیری بسیمابی زند
۲
من ندانم نور یا نار است اندر سینه اماین قدر دانم بیاض او به مهتابی زند
۳
بر دل من فطرت خاموش می آرد هجومساز از ذوق نوا خود را به مضرابی زند
۴
غم مخور نادان که گردون در بیابان کم آبچشمه ها دارد که شبخونی به سیلابی زند
صفحهٔ ۱ از ۲