شعر را زندگی کن
خلوتی با اقبال لاهوری

بخش ۱۱۰ - من هیچ نمی‌ترسم از حادثهٔ شب‌ها

زبور عجم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من هیچ نمی‌ترسم از حادثهٔ شب‌هاشب‌ها که سحر گردد از گردش کوکب‌ها
۲
نشناخت مقام خویش افتاد به دام خویشعشقی که نمودی خواست از شورش یارب‌ها
۳
آهی که ز دل خیزد از بهر جگرسوزی استدر سینه شکن او را آلوده مکن لب‌ها
۴
در میکده باقی نیست از ساقی فطرت‌خواهآن می که نمی‌گنجد در شیشهٔ مشرب‌ها
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth