شعر را زندگی کن
خلوتی با اقبال لاهوری

بخش ۱۲۴ - جهان رنگ و بو پیدا تو میگوئی که راز است این

زبور عجم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جهان رنگ و بو پیدا تو میگوئی که راز است اینیکی خود را بتارش زن که تو مضراب و ساز است این
۲
نگاه جلوه بدمست از صفای جلوه می لغزدتو میگوئی حجابست این نقابست این مجاز است این
۳
بیا در کش طناب پرده های نیلگونش راکه مثل شعله عریان بر نگاه پاکباز است این
۴
مرا این خاکدان من ز فردوس برین خوشترمقام ذوق و شوقست این حریم سوز و ساز است این
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth