شعر را زندگی کن
خلوتی با اقبال لاهوری

بخش ۱۲۳ - بگذر از خاور و افسونی افرنگ مشو

زبور عجم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بگذر از خاور و افسونی افرنگ مشوکه نیرزد به جوی اینهمه دیرینه و نو
۲
چون پرکاه که در رهگذر باد افتادرفت اسکندر و دارا و قباد و خسرو
۳
زندگی انجمن آرا و نگهدار خود استایکه در قافله ئی بی همه شو با همه رو
۴
تو فروزنده تر از مهر منیر آمده ئیآنچنان زی که بهر ذره رسانی پرتو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth