شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۳۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مُرده بُدم زنده شدم، گریه بُدم خنده شدمدولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
۲
دیدهٔ سیر است مرا، جان دلیر است مرازَهرهٔ شیر است مرا، زُهرهٔ تابنده شدم
۳
گفت که: «دیوانه نه‌ای، لایق این خانه نه‌ای»رفتم دیوانه شدم سلسله بندنده شدم
۴
گفت که: «سرمست نه‌ای، رو که از این دست نه‌ای»رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth