شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۴۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به گرد دل همی‌گردی چه خواهی کرد می‌دانمچه خواهی کرد دل را خون و رخ را زرد می‌دانم
۲
یکی بازی برآوردی که رخت دل همه بردیچه خواهی بعد از این بازی دگر آورد می‌دانم
۳
به یک غمزه جگر خستی پس آتش اندر او بستیبخواهی پخت می‌بینم بخواهی خورد می‌دانم
۴
به حق اشک گرم من به حق آه سرد منکه گرمم پرس چون بینی که گرم از سرد می‌دانم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth