خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کردهام باز به آن گریهٔ سودا، سوداکه ز هر اشک زدم بر سر دریا، دریا
۲
ساقیامشبچهجنون ریختبهپیمانهٔ هوشکه شکستم به دل از قلقل مینا، مینا
۳
محو اوگشتم و رازم به ملاء توفانکردهست حیرانی عاشق لبگویا،گویا
۴
داغ معماری اشکمکه به یک لغزیدنعافیتها شد ازین آبله برپا، برپا
صفحهٔ ۱ از ۳