خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حسابی نیست با وحشت جنون کامل ما رامگر لیلی به دوش جلوه بندد محمل ما را
۲
محبت بسکه بود از جلوهمشتاقان این محفلبه تعمیر نگه چون شمع برد آب و گل ما را
۳
ندارد گردن تسلیم بیش از سایهٔ موییعبث بر ما تنک کردند تیغ قاتل ما را
۴
غبار احتیاج امواج دریا خشک میسازدعیار کم مگیرید آبروی سایل ما را
صفحهٔ ۱ از ۳