خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
محبت بس که پر کرد از وفا جان و تن ما راکند یوسف صدا گر بو کنی پیراهن ما را
۲
چو صحرا مشرب ما ننگ وحشت برنمیتابدنگه دارد خدا از تنگی چین دامن ما را
۳
چنان مطلق عنانتاز است شمع ما از این محفلکه رنگ رفته دارد پاس از خود رفتن ما را
۴
خرامش در دل هر ذره صد توفان جنون داردعنان گیرید این آتشبهعالمافکنِ ما را
صفحهٔ ۱ از ۳