شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای غافل از رنج هوس آیینه‌پردازی چراچون شمع بار سوختن از سر نیندازی چرا
۲
نگشوده‌مژگان چون شرر از خویش‌کن قطع نظرزین یک دو دم زحمتکش جامی و آغازی چرا
۳
تاکی دماغت خون‌کند تعمیر بنیاد جسدطفلی‌گذشت ای بیخرد با خاک وگل بازی چرا
۴
آزادی‌ات ساز نفس آنگه غم دام و قفسبا این غبار پرفشان گم کرده پروازی چرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth