شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فشاند محمل نازت گل چه رنگ به صحراکه گرد می‌کند آیینهٔ فرنگ به صحرا
۲
به خاک هم چه خیال است دامنت دهم از کفچو خاربن سر مجنون زده‌ست چنگ به‌صحرا
۳
کجاست شور جنونی که من ز وجد رهاییچو گردباد به یک پا زنم شلنگ به صحرا
۴
ز جرأت نفسم برق ناز عرصهٔ امکانرسانده‌ام تک آهو ز پای لنگ به صحرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth