شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ستم‌ است اگر هوست‌ کشد که به‌سیر سرو و سمن درآتو ز غنچه‌ کم ندمیده‌ای‌، در دل‌ گشا به چمن درآ
۲
پی نافه‌های رمیده‌بو، مپسند زحمت جستجوبه خیال حلقهٔ زلف او گرهی خور و به ختن درآ
۳
نفست اگر نه فسون دمد به تعلق هوس جسدزه دامن توکه می‌کشد که در این رباط‌ کهن درآ
۴
هوس تو نیک و بد تو شد، نفس تو دام و دد تو شدکه به این جنون بلد تو شد که به عالم تو و من درآ
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth