خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به یاد آرد دل بیتاب اگر نقش میانش رابه رنگِ مویِ چینی سرمهمیگیرد فغانش را
۲
ز فیضِ خاکساری آنقدر عزّت هوسدارمکه در آغوش نقشِ سجده گیرم آستانش را
۳
زبانِ حالِ عاشق گر دعایی دارد این داردکه یارب مهربانگردان دلِ نامهربانش را
۴
تحیر گلشن است اما که دارد سِیرِ اسرارش؟خموشی بلبل است اما که میفهمد زبانش را؟
صفحهٔ ۱ از ۳