خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مکش ای آفتاب از فکر زربرپشت آتش راز غفلت میپرستی چند چون زردشت، آتش را
۲
به ترک ظلم، ظالم برنگردد از مزاج خودهمان اخگر بودگر جمعگردد مشت آتش را
۳
مشو با تندخویی از عدوی سادهدل ایمنکهآخرروی نرم آب خواهدکشت آتش را
۴
به اهل سوزکاوش داغ جانکاهی به بار آردچوشمع زروی نادانی مزن انگشت آتش را
صفحهٔ ۱ از ۳