شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دام یک عالم تعلق‌ گشت حیرانی مراعاقبت‌کرد این در واکرده زندانی مرا
۲
محو شوقم بوی صبح انتظاری برده‌امسرده‌ای حیرت همان در چشم قربانی مرا
۳
جوش زخم سینه‌ام‌،‌ کیفیت چاک دلمخرمی مفت تو ای‌ گل‌ گر بخندانی مرا
۴
ای ادب‌! سازخموشی نیز بی‌آهنگ نیستهمچو مژگان ساخت موسیقار حیرانی مرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth