خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
داغ عشقم، نیست الفت با تنآسانی مراپیچ وتاب شعله باشد نقش پیشانی مرا
۲
بیسبب در پردهٔ اوهام لافی داشتمشد نفس آخربه لب انگشت حیرانی مرا
۳
از نفس بر خویش میلرزد بنای غنچهامنیست غیر از لبگشودن سیل ویرانی مرا
۴
خلعت خونیندلان تشریف دردی بیش نیستبس بود چون غنچه زخم دلگریبانی مرا
صفحهٔ ۱ از ۴