خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بحر میپیچد به موج، از اشک غمپرورد ماچرخ میگردد دوتا، در فکر بار درد ما
۲
گر به میدان ریاضت کهربا دعوی کند کاه گیرد در دهن، از شرمِ رنگ زرد ما
۳
دور نبود گر کمان صید دلها زه کند همادای ابروی نازیست بیت فرد ما
۴
میدهد بوی گریبان سحر، موج نسیم میتوان دانست حال دل ز آه سرد ما
صفحهٔ ۱ از ۳