شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن پری‌ گویند شب خندید بر فریاد ماای فراموشی! تو شاید داده باشی‌ یاد ما
۲
بس‌که در پرواز گرد جستجوها ریختیم گشت زیر بال پنهان خانهٔ صیاد ما
۳
جان‌کنی‌ها در قفای آرزو پر می‌فشاند با شرار تیشه رفت از بیستون فرهاد ما
۴
از عدم ناجسته‌ کر کرده‌ست‌ گوش عالمی شور نشنیدن صدای بیضهٔ فولاد ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth