شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست خاکستر ما شعله‌صفت بستر مارنگِ آرام برون تاخته از پیکر ما
۲
ناله‌ها در شکنِ دام خموشی داریمخفته پرواز در آغوشِ شکستِ پر ما
۳
اشک شمعیم که از خجلت اظهار نیازبا عرق می‌چکد از جبههٔ خود، گوهر ما
۴
معنی آبلهٔ بسته‌به‌خون‌ِ جگریمبی‌تأمل نگذشته‌ست‌ کسی از سر ما
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth