خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همه عمر با تو قدح زدیم و نرفت رنجِ خمار ماچه قیامتی، که نمیرسی ز کنار ما به کنار ما
۲
چو غبار ناله به نیستان نزدیم گامی از امتحانکه ز خود گذشتن ما نشد به هزار کوچه دچار ما
۳
چقدَر ز خجلت مدعا زدهایم بر اثر غناکه چو رنگ دامن خاک هم نگرفت خون شکار ما
۴
همه را به عالم بیخودی قدحیست از میِ عافیتسر و برگِ گردشِ رنگ بین چه خطی کشد به حصار ما
صفحهٔ ۱ از ۳