خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل میرود و نیست کسی دادرس مااز قافله دور است خروش جرس ما
۲
هممشرب اوضاع گرفتاری صبحیمپرواز به منظر نرسد از قفس ما
۳
بر هیچکس افسانهٔ امید نخواندیمعمریست همان بیکسی ماست کس ما
۴
ما هیچکسان ناز چه اقبال فروشیم؟تقدیر عرق کرد به حشر مگس ما
صفحهٔ ۱ از ۳