خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا بوی گل به رنگ ندوزد لباس ماعریان گذشت زین چمن امید و یأس ما
۲
دل داشت دستگاه دو عالم، ولی چه سود؟با ما نساخت آینهٔ خودشناس ما
۳
خاکی و سایهای همهجا فرش کردهایمدر خانهای که نیست، همین بس پلاس ما
۴
آیینهٔ سراب خیالیم، چاره نیستچیزی نمودهاند به چشم قیاس ما
صفحهٔ ۱ از ۴