خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اینقدَر نقشی که گل کرد از نهان و فاش ماصرف رنگی داشت بیرون صدف نقاش ما
۲
جمعدار از امتحان جیب عریانی دلتدست ما خالیتر است از کیسهٔ قلاش ما
۳
زین سلیمانی که دارد دستگاه اعتباربر هوا یکسر نفس میگسترد فراش ما
۴
گرد عبرت در مزار یأس میباشد کفنچشم پوشیدن مگر از ما برد نباش ما
صفحهٔ ۱ از ۲