شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز فسانهٔ لبِ خامشِ که رسید مژده به گوش ما؟که‌ سخن‌ گهر شد و زد گره به‌ زبانِ سکته خروش ما
۲
کُلهِ چه فتنه شکسته‌ای‌ که ز حرفِ تیغِ تبسمتبه سحر رسانده دماغ‌ گل‌، لبِ زخمِ خنده‌فروش ما
۳
نفس از ترانهٔ ساز دل چه فشاند بر سر انجمن؟که صدای قلقل شیشه شد پری جنون‌زده هوش ما
۴
به نگاه عبرتی آب دِه ز مآل جرأتِ جستجوکه به چشمت آینه می‌کشد کف پای آبله‌پوش ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth