شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر به این وحشت دهد گرد جنون سامان ماتا سحر گشتن، گریبان می‌درد عریان ما
۲
فیض‌ها می‌جوشد از خاک بهار بی‌خودیصبح فرش است از شکست رنگ در بستان ما
۳
در تماشایت به رنگ شمع هرجا می‌رویمدیدهٔ ما یک قدم پیش است از مژگان ما
۴
محو گردیدن، علاج اضطراب دل نکرداز تحیر سربه‌سر یک موج شد توفان ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth