خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نبوَد به غیرِ نامِ تو وردِ زبانِ مایک حرف بیش نیست زبان در دهانِ ما
۲
چون شمع، دم ز شعلهٔ شوقِ تو میزنیمخالی مباد زین تبِ گرم استخوانِ ما
۳
عرض فنای ما نبود جز شکستِ رنگچون شعله، برگریز ندارد خزانِ ما
۴
گَردِ رمی به روی شراری نشستهایمای صبر! بیش از این نکنی امتحانِ ما
صفحهٔ ۱ از ۳