خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو شمع یک مژه وا کن ز پرده مست برون آبگیر پنبه ز مینا قدح بدست برون آ
۲
نمرده چند شوی خشت خاکدان تعلق دمی جنون کن و زین دخمههای پست برون آ
۳
جهان رنگ چه دارد به جز غبار فسردن نیاز سنگ کن این شیشه از شکست برون آ
۴
ثمر کجاست در این باغ گو چو سرو و چنارت ز آستین طلب صدهزار دست برون آ
صفحهٔ ۱ از ۳