خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چهکدخداییست ای ستمکش جنونکن از دردسر برونآ تو شوق آزاد بیغباری زکلفت بام و در برون آ
۲
بهکیش آزادگی نشایدکه فکر لذات عقده زاید ره نفسپیچ وخم ندارد چونی زبند شکربرون آ
۳
اگر محیطگهر برآیی قبول بزم وفا نشایی دلی بهذوق حضور خونین سرشکی از چشم تر برون آ
۴
دماغ عشاق ننگ دارد علم شدن بیجنون داغی چو شمعگر خودنما برآبی ز سوختنگل به سربرون آ
صفحهٔ ۱ از ۳