خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز برق این تحیر آب شد آیینهٔ دلهاکه ره تا محمل لیلیست بیرونگرد محملها
۲
کجا راحت، چه آسودن که از نایابی مطلببه پای جستجو چون آبله خون گشت منزلها
۳
چه دنیا و چه عقبا، سد راه تست ای غافلبیا بگذر که از بهر گذشتنهاست حایلها
۴
درین مزرع چه لازم خرمنآرای هوس بودندلی باید به دست آری همین تخم است حاصلها
صفحهٔ ۱ از ۴