خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جنون آنجا که میگردد دلیل وحشت دلهابه فریاد سپند از خود برون جستهست محفلها
۲
به امید کدامین نغمه مینالی درین محفلتپیدن داشت آهنگی که خون کردند بسملها
۳
تلاش مقصدت برد از نظر سامان جمعیتبه کشتی چون عنان دادی رم آهوست ساحلها
۴
درین محنتسرا گر بستر راحت هوس دارینمالی سینه بر گردی که گیرد دامن دلها
صفحهٔ ۱ از ۳