خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۳۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای آینهٔ حسن تمنای تو جانهااوراق گلستان ثنای تو زبانها
۲
بیزمزمهٔ حمد تو قانون سخن راافسرده چو خون رگ تار است بیانها
۳
از حسرت گلزار تماشای تو آبستچون شبنم گل آینه در آینهدانها
۴
بیتاب وصال است دل اما چه توان کردجسم است به راهت گره رشتهٔ جانها
صفحهٔ ۱ از ۳