خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۳۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی چون گل به یاد چیدن از شوق تو دامانهاچو صبح آوارهٔ چاک تمنایت گریبانها
۲
ز محفل رفتگان در خاک هم دارند سامانهامشو غافل ز موسیقار خاموشی نیستانها
۳
ز چشمم چون نگه بگذشتی و از زخم محرومیجدایی ماند چون خمیازه در آغوش مژگانها
۴
در آن محفل که رسوایی دهد کام دل عاشقچو گل دامان مقصد جوشد از چاک گریبانها
صفحهٔ ۱ از ۴