شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۳۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تعلق بود سیر آهنگ چندین نوحه‌سازی‌هاقفس آموخت ما را صنعت قانون‌نوازی‌ها
۲
جهانی را غرور جاه کرد از فکر خود غافلگریبان‌ها ته پا آمد از دامن طرازی‌ها
۳
غنا دردسر اسباب بردارد؟ محال است اینگذشتن نگذرد از آب تیغ بی‌نیازی‌ها
۴
در این دشت هوس یارب چه گوهر در گره بستمعرق شد مهرهٔ گل از غبار هرزه‌تازی‌ها
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth