خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۳۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بود سرمشق درس خامشی باریکبینیهاز مو انگشت حیرانی به لب دارند چینیها
۲
مرا از ضعف پرواز است قید آشیان ورنهنفسگیرم چو بوی غنچه از خلوتگزینیها
۳
نیاز من عروج نشئهٔ ناز دگر داردسپهر آوازهام بر آستانت از زمینیها
۴
دل رم آرزو مشکل شود محبوس نومیدیکهسنگ اینجا شرر میگردد از وحشت کمینیها
صفحهٔ ۱ از ۳