شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۳۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ممسک اگر به عرض سخا جوشد از شرابدستی بلند می‌کند اما به زیر آب
۲
طبع‌ِ کرم فسردهٔ دست تهی مبادبرگشت عالمی‌ست ستم خشکی سحاب
۳
این است اگر سماجت ارباب احتیاجرحم است بر مزاج دعاهای مستجاب
۴
غارت‌نصیبِ حسرتِ دردِ محبت‌امنگریست بیدلی‌ که ز چشمم نبرد آب
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth