شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۳۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌دهد دل را نفس آخر به سیل اضطرابخانهٔ آیینه‌ای داریم و می‌ گردد خراب
۲
در محیط عشق تا سر در گریبان برده‌ایمنیست چون‌ گرداب رزق‌ ما به‌غیر از پیچ وتاب
۳
کاش با اندیشهٔ هستی نمی‌پرداختیمخواب دیگر شد غبار بینش از تعبیر خواب
۴
یک گره‌وار از تعلق مانع وارستگی‌ستموج اینجا آبله درپاست از نقش حباب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth