شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۳۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌کنم‌گاهی به یاد مستی چشمت شتابتا قیامت می‌روم در سایهٔ مژگان به خواب
۲
از ادب‌پرورده‌های حسرت لعل توامناله‌ام چون موج‌ گوهر نیست جز زیر نقاب
۳
تا قناعت رشته‌دار گوهر جمعیت استخاکِ بر جا ماندهٔ من آبرو دارد خطاب
۴
گر به دریا سایه اندازد غبار هستی‌اماز نفس چون فلس ماهی رنگ می‌بندد حباب
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth