خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۳۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بسکه شد از تشنهکامیهای ما نایاب آبدست از نم شسته میآید به روی آب، آب
۲
هیچکس از گردش گردون نم فیضی نبردکاش تر گردد ز خشکیهای این دولاب آب
۳
دم مزن گر پاس ناموس حیا منظور توستموج تا گل کرد هم چنگ است و هم مضراب آب
۴
انفعال آخر به داد خودسریها میرسدمیکشد از چنگ آتش دامن سیماب آب
صفحهٔ ۱ از ۳