خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۳۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا زند فال گهر بیتابیآهنگ است آبنعل در آتش به جستوجوی این رنگ است آب
۲
گرچه با هر رنگ از صافی یکآهنگ است آبدر دم تیغت ز خون خلق بیرنگ است آب
۳
حرف ارباب نصیحت بر دل گرم آفت استشیشه چون در آتش افتد بر سرش سنگ است آب
۴
قامت خمگشته چون موج از خروش دل گداختاز صدای دلخراش ساز ما چنگ است آب
صفحهٔ ۱ از ۴