خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۳۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای جلوهٔ تو سرشکن شأن آفتابخندیده مطلع تو به دیوان آفتاب
۲
پیغام عجز من ز غرورت شنیدنیستمکتوب سایه دارم و عنوان آفتاب
۳
در هرکجا نگاه پر افشان روز بودشوق تو داشت اینهمه سامان آفتاب
۴
شب محو انتظار تو بودم دمید صبحگشتم به یاد روی تو قربان آفتاب
صفحهٔ ۱ از ۳