خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۳۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بزم ما را نیست غیر از شهرت عنقا شرابکز صدای جام نتوان فرق کردن تا شراب
۲
ظرفو مظروف توهمگاه هستی حیرت استکس چه بندد طرف مستی زین پری مینا شراب
۳
مقصد حیرت خرام اشک بیتابم مپرسنشئه بیرونتاز ادراک است و خونپیما شراب
۴
ما به امید گداز دل به خود بالیدهایمیعنی این انگور هم خواهد شدن فردا شراب
صفحهٔ ۱ از ۳