شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۳۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیوسته است از مژه بر دیده‌ها نقابلازم بود به مرد صاحب‌حیا نقاب
۲
حیرت غبارخویش ز چشمم نهفته استبر رنگ بسته‌ام ز هجوم صفا نقاب
۳
بوی‌گل است و برگ‌گل اسرار حسن و عشقبی‌پردگی ز روی تو جوشد ز ما نقاب
۴
تا دیده‌ام سواد خطت رفته‌ام ز هوشآگه نی‌ام غبار نگاهت یا نقاب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth