شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۳۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز درگلشن ز خویشم می‌برد افسون آبدر نظر طرز خرامی دارم از مضمون آب
۲
شورش امواج این دریا خروش بزم‌کیستنغمه‌ای تر می‌فشارد مغزم از قانون آب
۳
برنمی‌دارد دورنگی طینت روشندلاندر رگ‌موجش همان‌آب است رنگ خون آب
۴
همچو شبنم اشک ما آیینهٔ آه است و بسبر هوا ختم است اینجا وحشت مجنون آب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth