خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۴۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از اول امروز چو آشفته و مستیمآشفته بگوییم که آشفته شدستیم
۲
آن ساقی بدمست که امروز درآمدصد عذر بگفتیم و زان مست نرستیم
۳
آن باده که دادی تو و این عقل که ما راستمعذور همیدار اگر جام شکستیم
۴
امروز سر زلف تو مستانه گرفتیمصد بار گشادیمش و صد بار ببستیم
صفحهٔ ۱ از ۴