شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۳۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بود داغ من مردم دیدهٔ شبز دود دلم موی ژولیدهٔ شب
۲
ز هر حلقهٔ طرهٔ اوست روشنبه روی سحرحیرت دیدهٔ شب
۳
دل از طره رم‌کرد و شد صید رویشبه صبح آشتی‌کرد رنجیدهٔ شب
۴
سیه‌بختی او ز مه غازه داردبنازم به بخت نکوهیدهٔ شب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth