شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۳۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
طرب در این باغ می‌خرامد ز ساز فرصت پیام بر لبز نرگس اکنون مباش غافل‌که نی‌گرفته‌ست جام بر لب
۲
اگر به معنی رسیده باشی خروش مستان شنیده باشیچو برگ تاک‌اند اهل مشرب نهفته ذکر مدام بر لب
۳
رساند خلقی ز هرزه رایی به عرصهٔ قدرت‌آزماییهجوم اشغال ژاژخایی چو توسن بی‌لجام بر لب
۴
به‌خودفروشی‌ست عزت‌و شان‌به‌حرف و صوت‌است فخر یارانتو هم به قدرنفس پر افشان چو دستگاه‌کلام بر لب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth