شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۳۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل از خمار طلب خون کن و شراب طلبجگر به تشنه‌لبی واگذر و آب طلب
۲
ز عافیت نتوان مژدهٔ‌گشایش یافتبه دل شکستی اگرهست فتح باب طلب
۳
مترس از غم ناسور ای جراحت دلبه زلف یار بزن دست و مشک ناب طلب
۴
مباش همچوگهر مرده ریگ این دریانظر بلندکن و همت حباب طلب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth